
دیشب توی زمین تنیس وقتی که هوا گرگ و میش بود و چراغهای زمین هنوز روشن نشده بود دوستم اشتباهی به جای توپ تنیس به یک خفاش ضربه زد. یک خفاش کوچک که با ضربه راکت نقش زمین شد و مرد. هنوز برای اینکه تو بازی دیشبمان یک خفاش کشتیم غمگینم.
برچسب: نویسنده: سام نیکفر تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 22:26
پدرم هر موقع میخواست من یا فرد دیگری از اعضای خانواده را خیلی جدی تهدید کند میگفت اگر فلان کار را انجام بدهی سبیلهایم را میتراشم. همینطور هر وقتی میخواست سر یک موضوع خیلی مهم شرطبندی کند میگفت
برچسب: نویسنده: سام نیکفر تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 22:26
یکی از آرزوهای من در دوران مدرسه درست کردن کاردستی
بود. که البته هیچوقت هم برآورده نشد. دلیلش این بود که پدرم همیشه با انواع روشهای چماق و هویج من را قانع (و احتمالا مجبور) میکرد که کاردستیهایی که
برچسب: نویسنده: سام نیکفر تاريخ: شنبه 22 شهريور 1399 ساعت: 22:26